محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

292

مناقب مرتضوى ( فارسي )

منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « وقتى امير المؤمنين على - كرّم اللّه وجهه - متوجّه شام شده به زمين كربلا رسيد ، بر آب فرات چند نخل خرمايى ديد . رنگ مباركش متغيّر شد و رو به سوى ابن عباس كرده فرمود : اى عبد اللّه ، مىدانى اين چه مكان است ؟ گفت : نمىدانم . فرمود : اگر مىدانستى چنان كه من مىگريم تو نيز مىگريستى و چندان بگريست كه محاسن مباركش از آب ديده تر شد . آه سرد از سينه برآورده گفت : آوخ ! آوخ ! چه افتاده است مرا به آل ابى سفيان ؟ و امام الثّقلين امير المؤمنين ، حسين - رضوان اللّه عليه - را نزد خود خوانده گفت : اى جگرگوشهء رسول و نور ديدهء بتول ، تو را بر بلاها و محنت‌ها صابر بايد بود كه آنچه پدر تو از آل سفيان امروز مىبيند ، فردا تو مثل آن را از ايشان خواهى ديد . پس بر اسب نشسته ، ساعتى گرد زمين كربلا برآمده به تجسّس شد ؛ چنان كه از كسى چيزى گم شده باشد . بعد از آن فرود آمده ، آب طلب نموده ، وضو ساخته ، دو ركعت نماز گزارده و سر بر تكيه نهاده به خواب شد و هم در زمان به اضطراب تمام بيدار گشته ، ابن عباس را خوانده گفت : اى برادر ، عجب خوابى ديده‌ام ! گفت : خير باد امير المؤمنين ، بيان فرماى . فرمود : ديدم جماعتى از مردان سفيدروى شمشيرها حمايل كرده و علم‌هاى سفيد به دست گرفته از آسمان فرود آمده ، خطى كشيدند و اين درختان شاخه‌هاى خود بر زمين زدند و جويى پر از خون تازه مىرفت و حسين پسر من در ميان جوى خون افتاده ، دست و پا مىزد و به فريادش كسى نمىرسيد و مدد مىجست و كسى او را مدد نمىكرد و آن مردان مىگفتند : صبر كنيد اى فرزندان مصطفى و مرتضى و بدانيد كه بر دست بدترين خلق شهيد مىشويد و بهشت عنبر سرشت و رضوان خازن جنان مشتاق ديدار فرح‌آثار شماست و نزد من آمده مرا تعزيت داشته گفتند : بشارت باد تو را اى ابا الحسن كه خداى تعالى روز قيامت چشم تو را به ديدار حسين روشن مىگرداند و چون اين‌چنين خواب هولناك ديدم ، زود بيدار شدم . سوگند بدان خدايى كه جان على بن ابى طالب در قبضهء قدرت اوست كه مخبر صادق و رسول بر حقّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مرا فرموده كه : در رفتن جنگ اهل بغى به دشت كربلا چنين خوابى خواهى ديد و گفت : اى عبد اللّه ، اين زمين را كربلا گويند كه حسين مرا و شيعهء او را و جماعتى از اولاد فاطمهء بتول بنت رسول را در اين خاك دفن خواهند كرد و اهل آسمان اين بقعه را زمين كربلا گويند . از خاك اين بقعه روز قيامت جماعتى را برانگيزند كه ايشان بىشايبه حساب و عقاب به بهشت روند . اى عبد اللّه ، بيا تا گرد اين زمين بگرديم باشد كه خوابگاه آهوان را بيابيم . ابن عباس گويد